مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1114

طب اكبرى ( فارسى )

ماده صفراوى نيز بسيار باشد كه بحران به رعاف كند و نشان او آن است كه خيال‌هاى زرد پيش چشم نمايد و تب محرقه باشد امّا سرما يافتن روز بحران و خشكى پوست هر دو از علامت رعاف است به شرط سلامتى ديگر آثار و الّا نشان مركب باشد . و بهترين رعاف آن است كه از آن جانب كه مادهء بيمارى در وى است . نشان‌هاى ميل ماده به سوى اسفل آن است كه بيمار اندر اسفل تن المى و حرارتى يابد و بيغوله‌هاى ران و سرين‌ها ممتلى نمايد و آنچه از آثار ميل ماده به اعلى گفته شد هيچ نباشد . پس اگر سر قضيب بسوزد و مثانه گران باشد و بول غليظ آيد و فزون از عادت و رسوب در آن ظاهر شود و طبع خشك باشد و عرق كم آيد ، بايد دانست كه بحران به ادرار بول خواهد شد . و بحران به ادرار بول در زمستان بيشتر از ديگر فصول افتد . و اگر شكم قراقر كند و براز و بول به سبزى گرايد و به همهء تن خاصه زير ناف پيچش و گرانى رو نمايد و نبض صغير و قوى و صلب باشد ، بايد دانست كه بحران به اسهال خواهد شد خاصه كه اندر تب صفراوى آب بسيار خورده شود و بول سپيد و رقيق باشد و عادت بيمار چنان باشد كه طبع او نرم بود و ديگر استفراغ‌ها كمتر افتد . اگر بيمار زن بود [ و ] در كمرگاه و رحم وجع و ثقل پديد آيد و از نشانه‌هاى بحران ديگر هيچ پيدا نباشد ، بايد دانست كه بحران به حيض خواهد شد ؛ خاصه اگر وقت عادت آن قريب باشد . و اگر اندر مقعد وجع و ثقل پديد آيد و پشت و كمر درد كند و نبض ميل به عظم و قوّت نمايد و از نشانهاى ديگر بحران هيچ ظاهر نشود ، بايد دانست كه بحران به گشودن رگ‌هاى مقعد خواهد شد خاصه اگر بيمار بدان معتاد بود . نشانه‌هاى ميل ماده به طريق عرق آن است كه بول كمتر آيد و طبع خشك باشد و ظاهر پوست خشك نمايد و تن گرم باشد و بخار گرم و تر برخيزد و نبض نرم و موجى بود و بول هر قدر كه باشد رنگين باشد و غليظ ؛ خاصه اگر روز چهارم رنگين شود و روز هفتم غليظ نگردد . و هر كجا دست بر تن او گذارند هرچند ديرتر نهاده دارند آن موضع گرم‌تر نمايد ؛ پس هرگاه از آن آثار پيدا آيد ، حكم بايد كرد كه بحران به عرق خواهد شد . و ديدن بيمار در خواب ، استحمام و آبزن و تدبير غسل را نيز دليل آمدن عرق باشد . نشان بحران انتقال ، قوّت تب است و استفراغى نافتادن و اثر نضج ظاهر ناشدن و